258سوم، بعد از رسيدن به حرم، مشغول مناسك و اعمال حج شود و آنها را يكى بعد از ديگرى به انجام رساند كه در اين صورت، كار او تمام است و مقصود از سفرش حاصل است.
حال، ما هم كه خود را شناخته و فهميدهايم خدايى داريم كه ما را براى رساندن به قرب جوار خود - كه جنّت المأوى و فردوس اعلى است - حركت مىدهد و منزل به منزل، جلو مىبرد، همين سه كار مهمّ و اساسى را بايد انجام بدهيم تا به بهشت برين و لقاى حضرت ربّ العالمين كه «كعبۀ» مقصود است؛ نايل بشويم.
اوّل، به «مركب» خود برسيم. مركب ما، در اين سفر بزرگ آخرت كه پيش گرفتهايم همين «بدن» است كه بايد وسايل حيات و بقايش از خوراك و پوشاك و مسكن و ديگر نيازمندىها فراهم و منظّم باشد، تا به مقصد نرسيده، از كار نماند.
دوم، بعد از تأمين حوايج مركب، بايد از زايد بر مايحتاج بدن از انواع تمتّعات و تلذّذات دل بركنيم و علايق دنيايى خود را كمتر كنيم. صفات رذيله و اخلاق ناپسند را از خود دور سازيم و اين «عقبات و گردنههاى پر پيچ و خم و صعب العبور» را به هر نحوى، طى كنيم. گرچه پشت پا به هوس دل زدن بسيار مشكل است و آنچه كه دل مىخواهد از تمتّعات زندگى، فراهم نكردن يا فراهم كردهها را - كه جزء فضول و تجمّلات زايد زندگى است - از خود دور ساختن، بسيار دردناك است و جگرسوز، ولى:
چه خوش گفت آن مرد داروفروش
شفا بايدت، داروى تلخ نوش
جز اين، چارهاى نيست. آدمى كه قصد حجّ و زيارت بيتاللّٰه دارد، بايد دل از وطن و اهل و عيال محبوب بردارد و احياناً خانه و باغ و بوستان و اثاث تجمّل را كه زايد بر لوازم ضرورى زندگى است، بفروشد و قدم در راه كعبه بگذارد. وگرنه، با دلبستگى محكم به خانه و فرش و اتومبيل و جدا نشدن از اولاد و عيال و زمين و باغ و مستقلّات، به كعبه رسيدن و «حاجى» شدن محال است.
سوم، بعد از آنكه اين توفيق بزرگ الهى نصيب شد و علايق افراطى دنيايى از دل بيرون رفت و صفحۀ قلب از تيرگىهاى رذايل اخلاق از ريا و نفاق و كبر و بخل و حسد، پاك و مطهّر گرديد و آمادۀ پذيرش و انعكاس انوار معرفت و محبّت خدا شد، مانند آن