246
رفته و مكّه ديده آمده باز
محنت باديه خريده به سيم
گر تو خواهى كه حج كنى پس از اين
همچنين كن كه كردمت تعليم 1
تذكّر و دفع توهّم
همچنان كه در گذشته نيز اشاره شد، مقصود امام عليه السلام از اين كه به آن شخص حاجّ كه اعمال و مناسكش، عارى از توجه به مقاصد عالى و اسرار لطيف حجّ بوده است، فرمود:
«برگرد، چه آن كه تو، حجّ بجا نياوردهاى»، و هم، منظور حكيم ناصرخسرو علوى در گفتار منظومش «گفتم اى دوست پس نكردى حج» اين نيست كه اصلاً عبادت حجّ خالى از توجه به اسرار و لطايف، باطل بوده و اسقاط تكليف و ابراء ذمّه، نمىكند و احتياج به اعاده و تجديد عمل دارد. خير، مقصود اين نيست، بلكه عبادت حج، وقتى با همان شرايط و آدابى كه آقايان فقهاى عظام دامت بركاتهم در «مناسك» بيان فرمودهاند انجام شد، اگرچه عارى از توجه به مقاصد و اسرار و دقايق باشد، صحيح انجام شده و مُسقِط تكليف است و نيازمند به قضا و استيناف عمل نيست.
منتها، آن حجّ كاملى كه منشأ آثار عظيم روحى مىشود و جوهر روح را حركت مىدهد و به سير و سلوك، وا مىدارد و به درجات عالى قرب خدا مىرساند و مقبول درگاه اله و مشمول عنايات خاصّ حضرت حق مىسازد، نخواهد بود و انواع تحوّلات درخشان اجتماعى و اقتصادى را كه مولود وحدت و اتّحاد جوامع اسلامى است، به وجود نخواهد آورد.
در نتيجه، آن سيادت و عظمت چشمگير جهانى كه يكى از اهداف عالى شارع اقدس اسلامى است، براى جامعۀ مسلمين، محقّق نخواهد شد.
پس منظور امام عليه السلام از بيانات منقول در روايت، ترغيب مسلمين به انجام حجّ كاملى است كه منشأ تحوّلات عظيم اجتماعى و روحى است و در تأمين سيادت و سعادت هر دو جهان اثربخش است.