231
التقلب في ظلم الخلق و لا يرحض التنسك بالتقصير دون التمسك بالتقصير و لا يسعد بعرفة غير اهل المعرفة و لا يزكوا بالخيف من يرغب فى الحيف و لا يشهد المقام الّا لمن استقام و لا يحظي بقبول الحجة من زاغ من المحجة فرحم الله امرء صفا قبل مسعاه الى الصفا و ورد شريعة الرضا قبل شروعه الى الاضاء و نزع عن تلبيسه قبل نزع ملبوسه و فاض بمعروفه قبل الافاضة من تعريفه ». 1
«اى گروه حاجيان كه درّهها و راههاى پهناور بيابان را به سرعت مىپيماييد! آيا هيچ مىانديشيد كه با چه مواجه مىشويد و رو به كه مىآوريد؟ يا مىدانيد بر چه كسى وارد مىشويد و به چه كارى اقدام مىكنيد؟
آيا چنين مىپنداريد كه حجّ، همانا برگزيدن مركبها و نشستن در محملها و پيمودن راهها و طىّ منزلهاست؟! يا گمان مىكنيد عبادت، تنها كندن جامه از تن و لاغر كردن بدن و جدا شدن از فرزند و زن و دور افتادن از وطن است؟! نههرگز به خدا قسم.
بلكه حجّ، پياده گشتن از مركب گناه است پيش از سوار شدن بر مركب راه. خالص كردن نيّت است در قصد زيارت. محض امتثال امر و اطاعت است به هنگام توانايى و استطاعت. اصلاح كار خود با مردم است و ابراء ذمّه از حقوق النّاس، پيش از به راه انداختن مركبهاى ورزيده و خوشرفتار.
قسم به تنظيمكنندۀ برنامۀ بندگى براى بندگان سالك راه، و ره نمايندۀ رهروان در دل شبهاى سياه، كه شستوشو دادن تن با چند دلو آب بيرون كشيده از ته چاه، بىنياز نمىكند از تطهير جان فرورفته در چاه گناه.
عريان كردن جسم از قبا و كفش و كلاه، برابرى نمىكند با مجهّز ساختن روح از براى احرام ورود به درگاه الٰه.
چه فايده از پوشيدن جامۀ احرام، براى فرد پيچيده در انواع كسب و كار حرام؟ چه بهره مىبرد از طواف به صورت در حال انكسار، آدمى كه به جان، حمّال فراوان وزر است و وبال؟
نفعى ندهد تراشيدن سر در منىٰ با آلودگى به مظالم و غلتيدن در لجنزار تعدّى به حقوق بندگان خدا. كوتاه كردن موى شارب و چيدن ناخن، چگونه بشويد قذارت مال مردم خوردن و خون