376همراهىِ شما خوش بود اكنون به رى باز مىگردم و از آنجا نيّت حج مىكنم و به شما مىرسم انشاء اللّٰه تعالى و از آن وقت تا موسم حج پنج ماه مانده بود. 1
با وجود اين، همۀ عرفا كعبۀ واقعى را دل مىدانند نه كعبۀ گِل. محمّد فضل البلخى گويد: عجب مىمانم از كسى كه بيابانها و واديها قطع مىكند تا برسد به خانۀ وى و آنجا آثار انبيا بيند، چرا وادى نفس و هوى را قطع نمىكند تا به دل برسد و آثار پروردگار خود بيند. 2
آيا هر حجّى مقبول درگاه احديّت قرار مىگيرد؟ بعضى در اين خصوص وسيع المشرب هستند و ششصد هزار نفر را به شش نفر مى بخشند و حجّ همه را مقبول مىدانند. امّا علىّ بن موفّق البغدادى از قدماى مشايخ عراق بود سفر بسيار كرده، ذوالنون را ديده بود، شيخ الاسلام گفته كه وى را هفتاد و چهار حج آرند، وقتى حج كرده بود با خود مىگفت به تأسّف كه مىشوم و مىآيم نه دل و نه وقت، من خود در چهام؟ آن شب حق تعالى را به خواب ديد كه وى را گفت: اى پسر موفّق تو به خانۀ خويش خوانى كسى را كه نخواهى؟ اگر من تو را نخواستمى نخواندمى و نياوردمى. 3
در حج منافعى است، هم مادى و هم معنوى. جامى منافع حج را اينگونه گفته است:
«على بن شعيب السّقا حيرۀ نيشابور بوده، گويند پنجاه و پنج حج كرده بود، همه از نيشابور احرام بسته و در زير هر ميل دو ركعت نماز گزارده، وى را گفتند: اين نماز چيست؟ گفت: لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ اين منافع من است از حج. 4
دين دارى و انجام دستورات شارع مقدّس، بسيار ساده و سهل الوصول است و خودآزارى و رهبانيّت در شرع مقدّس اسلام نيست. جامى حكايت و داستانهايى نقل كرده كه به ظاهر سخت گيرىهاى بىموردى است كه عرفا در سفر حج بر خود هموار مىكردهاند.