364و رسن بينداختم و روان شدم. آوازى شنيدم كه يا اباعبداللّٰه، ما تو را تجربه مىكرديم تا چون صبر كنى؟! باز گرد و آب خور.»
بازگشتم، آب بر سر چاه آمده بود. وضو ساختم و آب خوردم و برفتم. تا به مدينه حاجت به هيچ آب نبود. چون بازگشتم و به بغداد رسيدم روز آدينه به جامع شدم، جنيد را چشم بر من افتاد. گفت: «اگر صبر كردى آب از زير قدمت برآمدى...» 1
در موارد ديگر هم اشاره كرديم كه چنانچه فردى مستطيع، كه توان فراهم نمودن بهترين وسيلۀ سفر را دارد، نه از روى خسّت و نه به قصد تظاهر كه از روى علاقه و ايمان پياده به حج رود، مأجورتر خواهد بود.
در ارتباط با حج، حكايت ديگرى به بُشر نسبت داده و در اين حكايت توجّه داده است كه دين براى بشر است. تمام اديان الهى براى بهبود زندگى انسانها است، اديان الهى راه درستتر و بهتر زيستن را به انسان مىآموزد. كمك به همنوع و حلّ مشكلات برادران و خواهران دينى، از اهمّ تعاليم و تأكيدات اديان است و به گفتۀ سعدى:
عبادت بجز خدمت خلق نيست
به تسبيح و سجّاده و دلق نيست
در حج بايد نيّت پاك باشد و مالى كه در اين راه هزينه مىشود از طريق صحيح به دست آيد و در راه، درست مصرف شود.
شخصى با بشر مشورت كرد كه: «دو هزار درم حلال دارم، مىخواهم به حج بروم»
بشر گفت: تو به تماشا مىروى، اگر براى رضاى خدا مىروى قرض درويشان را با اين پول ادا كن. گفت: رغبت حج بيشتر دارم. بشر گفت: پس مال از وجه حلال به دست نياوردهاى، تا به ناوجه خرج نكنى آرام نگيرى!» 2
با وجود تأكيدهاى فراوان كه در ارتباط با انجام حج شده و قطعاً هم بشر و هم عطّار به آنها واقف بودهاند، حكايت فوق ناقض اين دستور كلّى نيست بلكه مىخواهد اهميت كمك به همنوع و اداى دين بدهكاران مستمند را بنماياند.