325
جبين را سجده فرساى در پير مغان كردم
به بام كعبۀ دل مىزنم ناقوس ترسا را 1
34 - ملا محمّد رفيع واعظ قزوينى؛
شاعر قرن يازدهم به جستجوى كعبه مقصود و ديدار معبود است كه مىگويد:
سراغ كعبۀ مقصود كردهام واعظ
سراغ همسفر امّا نمىتوانم كرد 2
* * *
در راه بندگى به سوى كعبۀ نجات
دادى چو دست و پاى طلب همّتم بده 3
* * *
تا كعبه با خيال تو همدوش رفتهام
اين راه را تمام به آغوش رفتهام 4
واعظ متظاهران را مخاطب قرار داده و آنها را از اين عمل ناخوش آيند بر حذر داشته و گفته است:
تا چند در لباس كنى دعوى صلاح
خواهى به جامه كعبه نمايى كنشت را ؟! 5
او در خلال سخنان خود درس آزادى و آزادگى مىدهد و انسان را به ترك حصار شهرنشينى و گرفتاريها و مشكلات آن تشويق مىكند و در حقيقت مىخواهد بگويد: بايد ديدِ انسان وسيع و فكر او باز باشد و خود را اسير اين و آن نكند. براى اين منظور از ارزش و احترام كعبه سود جسته است.