104است: بعضى حكم امير الحاج بودن خود را جعل مىكردهاند؛ از جمله مغيرة بن شعبه در سال 40 هجرى، حكمى از طرف معاويه جعل كرد و مراسم را يك روز زودتر انجام داد و در روز عرفه قربانى كرد؛ زيرا متوجه شده بود كه عتبة بن ابى سفيان، برادر معاويه اميرالحاج شده است.
او به حجّ ابومسلم خراسانى و حوادث بعد از آن نيز اشاره كرده و در اين باره سخن گفته است.
دربارۀ حملۀ قرامطه در سال 312 به تفصيل سخن گفته است و مىنويسد كه در جريان آن گروهى كشته شده و گروهى به اسارت درآمدند و از جملۀ اسرا، محمد بن احمد ازهرى (لغوىِ معروفِ متوفاى 370 ه . ق .) بوده است.
ابن اثير حوادث گوناگون را به ترتيبِ وقوع ذكر كرده است. هر چند بيان آنها جالب توجّه و آموزنده است ليكن موجب طولانى شدن كلام مىگردد؛ به عنوان نمونه به چند مورد به اختصار اشاره مىكنيم:
در سال 515 ه . ق . مردى علوى، فقيهى از فقهاى نظاميۀ بغداد در مكّه ظهور كرد و به امر به معروف و نهى از منكر پرداخت و طرفدارانش زياد شدند. و خواست به نام خودش خطبه بخواند ليكن حاكم مكّه او را گرفت و به بحرين تبعيد كرد.
در سال 532 ه . ق . جامۀ كعبه از هم گسيخت. تاجرى فارسى جامهاى براى كعبه تهيّه كرد كه ده هزار دينار مصرى هزينۀ آن شد.
در سال 608 ه . ق . فردى باطنى در منا به مردى از خانوادۀ امير قتاده، حاكم مكّه حملهور شد و او را (به گمان اينكه خودِ امير قتاده است) كشت. امير قتاده دستور حمله به حاجيان را داد و آنها را غارت كرد.
14 - تاريخ جهانگشاى جوينى
عطاملك علاء الدين بن بهاءالدين محمد بن شمس الدين محمد جوينى نويسندۀ «جهانگشاى جوينى» است. او در اين كتاب به چند حادثه از حوادث حج اشاره كرده، مىنويسد: جمعى از باطنيه به تحريك ناصرخليفه به لباس حجاج در آمده بودند، وقتى