230بهشمار مىآمد، به وديعت نهاده مىشد. اين پرده هر بيست سال يكبار تجديد و از نو ساخته مىشد كه هزينۀ آن (سال 1328 ه . ق . / 1910م) به هزار و پانصد جنيۀ مصرى مىرسيد.
امّا پردۀ سبز روزانۀ محمل، همواره در طول سال بر روى آن و در كنار قبر عارف الهى شيخ يونس سعدى در «بابالنصر» قرار داده مىشد. گفتهاند كه نامبرده در طول دوران زندگى خويش در خدمت كاروان محمل بوده است.
محمل همواره در دورانهاى گوناگون و از مقام و مرتبتى بس ويژه در نزد دولت مصر برخوردار بود. تا آنجا كه مقام اميرِ آن از ميان مقامهاى دولتى، رتبۀ سوم را داشت.
در دوران مماليك، امير كاروان محمل نامزد پست حاكم ( \ استاندار) پايتخت بوده كه اين رتبه و مقام يكى از مهمترين جايگاههاى دولتى پس از والى و سلطان را به همراه داشته است. اين شخص داراى مقامى مقرّب و شخصيتى محترم و سخنى نافذ بوده كه حقوق او مادامالعمر و توليت او در اين مقام تنها به فرمان سلطان صادر مىشد.
اميرالحاج همواره داراى مقامى والا و سخنى نافذ در سرزمين حجاز بوده و چهبسيار از امراى مكه به دستور آنان، از پست خود عزل مىشدند. پادشاهان مصر در دوران مماليك عنايت و توجه خويش نسبت به محمل را به حدّى افزايش داده بودند كه اين افراطگرايى آنان را از مسير اخلاقى و مروت خارج مىساخت و به كارهاى ناشايستى دست مىزدند؛ اعمالى كه نمىتوان آن را با دين سازگار دانست. آنها به حكام و فرمانروايانى كه محمل از سرزمين آنان عبور مىكرد، فرمان داده بودند كه به هنگام استقبال پاى شتر محمل را ببوسند! كه در اين ميان، امراى مكه نيز از اين فرمان مستثنى نبودند. تا اينكه سلطان چقمق در سال 834 ه . ق . اين فرمان را لغو كرد. همچنين آنان در جشن خروج و بازگشت محمل مبالغه كرده، به هنگام بازگشت آن، حوضهاى بزرگى را پر از آب و شكر مىكردند و آن را با شادمانى و خوشحالى در آهنگ جشنى باشكوه، به مدّت سه شبانهروز در اختيار مردم قرار مىدادند.
اين عادت كهن، تا پيش از توقف ارسال محمل همچنان ادامه داشت. كاروان محمل در هنگام سفر - علاوه بر كارمندان رسمى خويش؛ مانند اميرالحاج و خزانهدار و