95فرسنگها راه آمدهاند، چه مقدار بر ضد برادران شيعهشان تحريك مىشد!
شخصى كه عصامى و محبى از او ياد كردهاند «محمد مؤمن استرآبادى» است. افندى اشاره به شهادت او كرده اما وجه نادرستى را براى شهادت وى ياد كرده و آن اينكه او را متهم كرده كه قصد تغوّط در مقام حنفى را داشته است. 1 خاتون آبادى نيز نوشته است كه محمد مؤمن در سال 1088 به سبب عداوت دينى به دست سنيان مكه به شهادت رسيد. به نظر مى رسد در ميان گزارشهاى فوق، گزارش «عصامى» دقيقتر از همه باشد. ما دو نمونۀ ديگر از اين دست حوادث را در سالهاى پس از آن نيز در تاريخ مشاهده مىكنيم، شايد موارد ديگرى نيز از اين دست باشد.
يكى ديگر از علماى شيعۀ ايرانى كه در مكه مورد ضرب و شتم قرار گرفت شيخ حسين بن ابراهيم تنكابنى از خواص شاگردان ملاصدرا بوده است. او اهل حكمت بوده و مؤلفاتى نيز در اين زمينه داشته است. صاحب رياض كه با فرزند وى همدرس بوده، مىگويد: او در حالى كه خود را به مستجار يا حجرالاسود چسبانده بود سنيان به گمان آنكه شرمگاه خود را به بيت مىمالد بر سر او ريخته و تا سر حد مرگ او را كتك زدند.
وى با حال ناتوان از دست آنها خلاصى يافته به سمت مدينه حركت كرد، اما در «ربذه» كه اكنون به «رابق» معروف است درگذشته و در نزديكى قبر ابوذر غفارى به خاك سپرده شد. 2 اين حادثه در سال 1101 يا 1105 رخ داده است.
مسئولان بعثه در تدارك برگزارى روز برائت
امسال بعد از بحثهايى كه بين ايران و عربستان مطرح بود ستاد و بعثه يكى شده و محل بعثه در مكه از ميدان معابده به عزيزيه ساختمان جُفّالى روبروى «ادارة التعليم بمكة المكرمه» تغيير كرده است. سعودىها در برابر ساختمان قبلى آن سوى ميدان معابده، دروبين بزرگى نصب كردهاند كه مبادا باز برنامهاى پنهانى در كار باشد. دور بودن راه مشكلاتى را براى كسانى كه با بعثه سر و كارى دارند بوجود مىآورد.