94گمان بر اين است كه اين كار را عمداً براى كشتن اين افراد انجام داده بودند. 1
محبى حنفى نيز در ذير شرح حال «شيخ حر عاملى» (1033 - 1104) اين ماجرا را نقل كرده است. او مىگويد گروهى از «سدنة البيت» متوجه تلويث كعبه شدند و خبر آن در شهر پخش شد. شريف مكه كه در آن وقت «بركات» بود با قاضى آن «محمدميرزا» در اينباره به بحث پرداختند؛ به ذهن آنان چنين خطور كرد كه كار «رافضه» باشد، پس بر آن يقين كردند و گفتند تا هركسى كه به رفض شهرت دارد او را بكشند. گروهى از تركان و اله مكه، به حرم آمده و به پنج نفر برخورد كردند. يكى از آنها سيد محمد مؤمن بود كه من شنيدهام او فردى مسن، متعبد و زاهد بوده و به تشيّع شهرت داشته است. آنان، او و ديگران را كشتند. وى دربارۀ شيخ حر مىگويد: در موقعى كه خبر شهرت يافت، به ديگران اخطار كرد تا از خانه خارج نشوند. وقتى اين چند تن كشته شدند، آنها در جستجوى ديگران به تفتيش پرداختند، شيخ حر به سيد موسى بن سليمان از شرفاى حسنى مكه پناه برده و از او خواست تا وى را به يمن فرستد و او نيز چنين كرد. محبى مىگويد: من گمان نمىكنم كسى كه بويى از اسلام و يا حتى عقل برده باشد دست به اين كار بزند. 2
سباعتى در كتاب تاريخ مكه خود (ص 384) با اشاره به اين نقلها مىگويد: يكى از توهمت متعصابنۀ آن عهد در ميان عامه اين بود كه شيعيان بر اين باورند كه تنها با تلويث بيت، حج آنها درست خواهد بود! سباعى مىگويد: اين امر به هيچ روى با منطق و عقل سازگار نيست؛ اگر چنين بود، هر ساله، به دليل حضور هزاران شيعه در مكه، نبايد جاى سالمى براى كعبه مىماند. او تأكيد مىكند كه اين باور قديمى تركهاست و من نمىدانم چگونه عقل آنان اجازه مىدهد كه چنين بينديشند. او از اين توهم نامعقول، آن هم زمانى كه مسلمانان نياز به برادرى دارند اظهار تأسف مىكند.
در واقع اين امر ساختۀ دست «تركان عثمانى» بود كه با «دولت صفوى» درگير بودند. آنان وقتى مىخواستند سنيان را بر ضد شيعيان تحريك كنند، كعبه را ملوث كرده، بر عهدۀ شيعيان مىگذاشتند. طبيعى بود كه با اين اتهامات، قلوب سادۀ عامهاى كه به قصد حج،