62مىتراشيد و اصحاب آن حضرت، اطراف او را گرفته بودند و هر مويش در دست يكى از آنان بود.
با اينكه رسول خدا مىديد، ولى آنان را نهى نمىكرد. شما كه عمل اصحاب را حجّت و سند مىدانيد.
گفت: اينها را شنيده بودم.
گفتم: كاش، كمى مطالعه مىكردى!
در اينجا بىمناسبت نيست اجمالى از آنچه مربوط به سلف مذهب حاكم بر عربستان امروزى است بيان كنيم:
مذهب اهل حديث
مذهب تسنن در دورههاى مختلف تاريخ خود، شاهد چند تحول و دگرگونى مهم بوده است. تحولات مزبور در هر برههاى، شغل ويژهاى به اين مذهب بخشيده و جريانات مختلفى را توليد كرده است. نقاط اشتراك و افتراق مزبور سلسلهاى از تعارضات و تفاهمات را در ميان اين جريانات ايجاد كرده است. تعارضات و تفاهمات مورد نظر بيشتر در بخش عقايد جلوهگر شده و در مواردى در فقه نيز تبلور داشته است. بررسى جريانات مزبور تنها بر پايه مسائل فكرى آنها نيست بلكه سير تاريخى آنها و مواضع ايشان در هر دوره به فهم درست اين جريانات كمك شايستهاى مىكند.
در اصل، جداى از شيعيان، معتزله و خوارج، ديگر مسلمانان اختلاف و اتحادشان تابع دو امر مهم بود: يكى آنكه در چه شهرى زندگى كنند و ديگر آنكه چه نسبتى با دستگاه حاكم و احيانا شورشهاى محلى و منطقهاى داشته باشند. زندگى آنان در مدينه، مكه، كوفه، بصره و شام تابعيت از «مرجعيت دينى محلى» را به همراه داشت. هركدام از اين شهرها با توجه به پيشينۀ حضور برخى صحابه و مسائل سياسىاش، نگرش دينى و فقهى ويژۀ خود را عرضه مىكرد. به مرور كه مناسبات ميان شهرها توسعه يافت و رحلات علمى شكل گرفت، از يكسو بر دامنۀ اين تعارضات افزوده شد و از سوى ديگر نوعى تداخل ميان