238برداشتيم روز يكشنبه سيزدهم باز وارد سر چاه شديم. صبح زود منزل كرديم آب برداشتيم، در اين منزلها بعد از طلوع فجر حركت كرده تا غروب آفتاب راه مىرفتيم.
روز يكشنبه سيزدهم را در سر چاه مانديم كه امير عبدالله اخوه 1 بگيرد از حجاج حملهدار. روز دوشنبه را هم دو فرسخى جبل منزل شد. در راه جبل هفتاد دو اخوه مىگيرند. اخوه دو غازى كه هشت هزار و پانصد دينار رايج مىباشد، مىگيرند.
خيكهايى كه از بغداد گرفتيم كه عكام آنها را پيه و مازو و پوست انار مىمالند ميانش كه آب را نگاه دارد، كَنْد 2 مىكند، بدين جهت قدرى سر حجاج بد گذشت كه حساب ندارد و بعضى ناخوش شدند، خدا مىداند كه بر ما چه گذشت در اين منزلها شب را. شب را خوابيديم تا صبح به اين جهت خوش گذشت.
ماليات وورد به حجاز
تفصيل اخوه گرفتن: از مردم عجم دو غازى و از مرد عرب يك غازى مىگيرند و از زن عرب نصف غازى و از زن عجم يك غازى مىگيرند و از هندى و درويش نمىگيرند و غازى هم چهارهزار و دويست و پنجاه دينار رايج است.
شب دوشنبه چهاردهم در يك منزلى جبل خسوف شد تمام ماه گرفته نماز را كرديم.
روز دوشنبه تا هفت ساعت حركت كرديم و سه ساعت به غروب منزل كرديم. روز سهشنبه پانزدهم وارد جبل شديم، اول صبح حكم شد تا آفتاب طلوع نكند حركت نكنند حجاج را، بعد از طروع آفتاب دستهدسته (حركت) كردند، يعنى هر حملهدارى را با حاجش طلبيدند و سياهه كردند به قدر دو ساعت معطل شدند. بعد از دو ساعت حجاج حركت كردند؛ در راه به قدر سى ماديان سوار استقبال كردند. عبدالرحمن آمد با دو پسر عبدالله و قدرى ماديانى دوانى كردند. يك پسر عبدالله زمين خورد بشدت. بعد از ظهر وارد منزل شديم متصل به جبل در جايى كه ديوار كشيده بودند، تمامى در آن پناه منزل كردند. عبدالله در روز ورود به قدر صد گوسفند به حجاج تعارف كرد، به جهت ما هم دو