214به حسن عنيات و توفيق الهى داخل حصن حصين و حرم امن مبارك كه سواء العاكف فيه والباد 1 شديم و از چنگال آن مردم بىحياى بىدين خلاص شده به هر زحمتى بود از كنار كوچهها در بين محامل و شكادف خود را بدر برده به منزل خود رسانديم. حاجى حسين شيش جلو قافله به فاصلۀ چند ساعتى پيش، وارد مكه شده منزلى گرفته بود، خانۀ رفيع البنيانى مشرف بر بركه شامى خانه عبدالله، در درجه اعلى نزول نموده يك نفس راحتى كشيديم و شكر حضرت حق نموده خواستم اندك از تعب و خستگى راه يعنى از ساعت پنج از شب قبل گذشته الى الان كه بيست و چهار ساعت است در حركت بوده (اندكى استراحت كنم) لكن براى عشق، بند و رسن را پاره كرده شعلۀ آتش شوق قوت گرفته، ابداً خواب و راحت مثل تعب و زحمت در نظر نمىآيد كه دو مساوى است، جامههاى خواب دور انداخته ساعت هفت از شب غسل مختصرى كرده به هيأت جامعه رفقا و دوستان روى به مسجدالحرام نهاده. اينجا تن ضعيف و دل خسته مىخرند كس عاشقى به وقت بازو نمىكند
مسافت زياد است تا مسجد شريف و اين نقص بزرگ منزل ماست، هرچند شايد جبرانش را صفاى هواى آن بكند.
بالجمله فزنا و سعدنا، داخل مسجد شده آداب دخول را تا يك درجه مرعى داشته از باب بنى شيبه كه طاقى است پشت مقام جليل حضرت خليل در مطاف شده، خطاب به بيت شريف و حجرالاسود انور را بطور مروى ادا كرده به نيت طواف عمره تمتع هفت شوط دور خانه شريف طواف كرده به زحمت در پشت مقام نماز طواف خوانده از باب مقابل حجرالاسود وارد مسعى شده از دُرَج كوه صفا به كمال صفا بالا رفته، وقفه كرده نفسى تازه و توجهى به سمت بيت شريف دعاى مأثور را خوانده، نيت سعى كرده از پله چهارم سرازير شده مشغول سعى حافياً ماشياً ذاكراً خاضعاً له تعالى شديم.، اللهم تقبل، چون محاذى مناره