213نزول: ساعت چهار از شب؛ خروج: يك ساعت و نيم از شب بساط سبزه لگدكوب شد زفرط نشاط زبس كه عالم و عامى به رقص برجستند
«هله عاشقان بشارت كه نماند آن جدايى». چشم مستمندانِ بىماك و رمق كه به حواشى و حوالى تهامه افتاد، سيل فرح بود كه در پشت موج فرح مىآمد، آتش شوق شعلهور شد، خستگىها از بدنها رفت، رمق تازه افاضه شد، روح به ابتهاج و قلب در نشاط و سرور آمد، هرچند جمعيت شكدفهاى پى در پى تزاحم و تصادم مىنمود، فصحه نشاط وسيعتر مىگرديد زبان از لبيك باز داشته با هزار زبان يك دل و يك زبان شكر نعمت الهى نموديم و از عقبۀ ابوطالب سرازير شده وارد شهر شديم. قطار شكدف از مكه وصل به منى است سبحان الله ما اعظمه. بس كه دل بر سر ريخته جان بر سر جان