116حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامى فلسطين، مسلمانان مصر و امثال آنهايند.
در همۀ اين موارد، عناصر استكبار جهانى و بيش از همه آمريكا، رفتارى همراه با تعصب و شبيه رفتارهاى قبيلهاىِ جوامع قبائلى از خود بروز مىدهند..
ماجراهاى دشمنىهاى كينهتوزانه و همراه با خشم و بىانصافى از سوى آمريكا نسبت به ايران اسلامى و البته به فضل و ارادۀ الهى، غالباً بىاثر، هم خود داستان جداگانهاى دارد كه بسيارى در سطح جهان از آن باخبرند.
اكنون آيا امت بزرگ اسلامى و رؤسا و سياستمداران و روشنفكران و علماى دينىِ آن، نسبت به اين وضع دردناك مسلمانان در سراسر جهان، هيچ مسئوليتى ندارد؟
آنان كه به صدق فرمودۀ پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله كه فرمود: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»، عقيده دارند آيا براى بروز دادن اين اهتمام، جايى بهتر از حج بيتالله و زمانى مناسبتر از ايام معلومات سراغ دارند؟
يقيناً بىدليل نبوده است كه پيامبر عظيمالشأن صلى الله عليه و آله براى اعلام برائت از مشركين كه يك عمل كاملاً سياسى و در چهارچوب سياست كلى نظام و دولت اسلامى اول بود ايام حج را انتخاب فرمود و دستور الهى و قرآنى، اعلام كرد كه: «وَاَذان مِن اللّهِ وَرَسُولِهِ الى النّاس يَومَ الحَجِّ الاَكبرِ انّ اللّه بَرى من المُشركينَ وَرَسُلُهُ فان تُبتُم فَهُوَ خَير لكم واِن تَوَليتُم فَاعلمُوا انّكم غَيرُ مُعجِزِى اللّهِ وَبَشِّرِ الذينَ كَفروا بَعَذاب اليم.»
آرى، حج فريضهاى است كه مهمترين گرفتارىهاى سياسى در آن و با آن قابل حلّ است. بدين معنى، حج، فريضهاى سياسى است و طبيعت و خصوصيات آن، اين را به روشنى نشان مىدهد. كسانى كه اين را انكار و بر ضد آن تبليغات مىكنند، در واقع با حل آن گرفتارىها مخالفند. بطور خلاصه، حج، فريضۀ امت، فريضۀ وحدت، فريضۀ اقتدار مسلمين، فريضۀ اصلاح فرد و جمع و در يك كلمه: فريضۀ دنيا و آخرت است.