115شبيه اين مطلب در مورد مسلمانان بوسنى و هرزگوين نيز صادق است. قتل عام تاريخى مردم كوراژده و سارايوو، بوسيلۀ صربها كه حقيقتاً در شمار لكههاى ننگ بشريت در دوران معاصر است مسئوليت سنگينى بر دوش قدرتهاى مسلط جهان و بيش از همه آمريكا است. اگر دخالت و سياستگذارى آنان نمىبود، مسلمانان بوسنى در برابر صربهاى مسلّح و مجهز، از دريافت كمك تسليحاتى ممنوع و محروم نمىشدند و ملتى دستبسته و محاصره شده، قربانى مهاجمينى خونخوار و گستاخ و تشويق شده، قرار نمىگرفت.
دردآور آن است كه آمريكا و ناتو پس از اين زمينهسازى بيرحمانه براى قتل عام مسلمانان بوسنى، و پس از اينكه سازمان ملل و دبيركلّ آن را كاملاً در جهت همين ساست به كار انداختهاند، و پس از نشان دادن علايم رضايت خود از قلع و قمع مسلمانان به دست صربها، و پس از گذشت چند هفته از حملۀ سبعانۀ مهاجمين به زن و كودك و پير و جوان مسلمان، و كشته شدن هزاران بيگناه و پديد آمدن محنتى بدان عظمت براى مردم شهر گوراژده، پس از اين همه، با تهديد صربها به بمباران هوايى، شكنجه را متوقف مىكنند و آنگاه اين را به حساب انساندوستى و صلهدوستى و بىطرفى خود مىگذارند!! آيا اگر جلادى پس از ساعتها و روزها، شكنجۀ شخصى را موقوف كند مىتواند مدعى انساندوستى خود شود و ادامه ندادن شكنجه را دليل بياورد؟!
همين موضع ظاهراً بىطرف ولى عملاً خصمانه نسبت به مسلمين، در همۀ قضايايى كه در آن مسلمانان مظلوم، يك طرف قضيه و مورد ستم و فشار دشمنان خود هستند، نيز از آمريكا و همدستان اروپايىاش مانند انگليس ديده مىشود. كه نمونۀ آن، قضاياى گريهآور كشمير و محنت شديد مسلمانان قرهباغ و تاجيكستان است.
هرجا دولت يا جمعيتى شعار اسلام مىدهند و براى حاكميت اسلام تلاش مىكنند، بطور بىقيد و شرط مورد اهانت و تهمت و سختگيرى و دشمنىِ خباثتآميز آمريكا قرار مىگيرند، مثال واضح، دولت سودان، نهضت اسلامى الجزاير،