455
يكصد و پنج روز پيادهروى به عشق زيارت خانۀ خدا
اين كنگرۀ عظيم چه دنياى عجيبى دارد، كه مسلمانان اقصىٰ نقاط جهان را در خود جاى مىدهد، با دنيايى از خاطرات به يادماندنى همراه است. در پس اين چهرههاى سياه و سفيد، قد و نيم قد، مليتهاى مختلف با زبانها و گويشهاى متفاوت حرفها و رازهاى ناگفتۀ بسيارى نهفته است كه بيان آن خالى از لطف نيست و در اين ميان حرفهاى «حاجى شهيد» جانباز قرهباغ كه همۀ راه را از كشورش تا مكّه با پاى پياده طى كرده، خواندنى است.
كمى از خودتان بگوييد.
من «حاجى شهيد» از جانبازان كشور آذربايجان، فوقليسانس، داراى دو فرزند پسر و دو دختر. 39 سال دارم. كارمند و معاون تشكيلات بنياد شهيد و جانبازان قرهباغ و البته اصل من اردبيلى است و اجداد من اردبيلى هستند.
چه شد كه با پاى پياده به حج آمدى؟
مىخواستم عشق خود را به خداوند ابراز كنم. آمدن با هواپيما براى من خيلى آسان و ساده بود، ولى مىخواستم با پاى پياده - كه مشكلات زيادى دارد - بيايم و خواستم همهچيز را با چشم خود ببينم.