157يكهو افتاد! با خودم گفتم: خوش بهحالش! و بعد در نظرم مجسم كردم يك نفر سيد را كه در داخل مسجدالنبى كنار روضۀ پيامبر كه باغى از باغهاى بهشت است، افتاده. شايد وقتى دكتر به بالين او مىرسد، زنده باشد. شايد هم به آرزويش رسيده باشد. آرزويى كه خيلىها دارند.
امروز كه دارم اين ماجرا را مىنويسم، سه روز از آن قضيه مىگذرد. سومين صفحه از پنجمين شمارۀ زائر را پيشرو دارم كه نوشته است: «شامگاه نوزدهم ذيقعده، برابر با نوزدهم دىماه سال 1385 يكى از زائران ايرانى در مسجدالنبى صلى الله عليه و آله دارفانى را وداع گفت. «سيد رحيم خاتمى» كه از اهالى اراك بود و با كاروان 13217 از اين شهرستان عازم مدينۀ منوره شده بود، پس از حضور در روضةالنبى دعوت حق را لبيك گفت. اين زائر ايرانى 65 بهار از عمرش گذشته بود. نشريۀ زائر درگذشت اين حاجى عاشق را به خانواده و همسفرانش تسليت مىگويد.»
برايم تعبير «حاجى عاشق» جالب بود. اين هم يكجور پاداش عاشقى است. و چه پاداش ارزشمندى؛ جان دادن در خانۀ معشوق! سيد باشى از نسل پيامبر، رحيم باشى هموصف پيامبر و خاتمى، منسوب به خاتميت او. و به مهمانى او آمده باشى و در روضۀ او بر سر سفرۀ رحمت او نشسته باشى كه يكباره خداى رحمان و رحيم تو را به سوى خويش بخواند!
خبرهايى كوتاه از مدينةالنبى صلى الله عليه و آله
نشريۀ زائر امروز براى اولينبار، نيمى از يك ستون در صفحۀ اخبار حج را بهعنوان «اخبار كوتاه مدينه» اختصاص داده كه حاوى چند خبر است:
* مصطفى خاكسار قهرودى رييس سازمان حج و زيارت با ارسال پيامى به جانبازان و ايثارگران زائر بيتاللّٰه الحرام، بهمناسبت ورود اولين كاروان آنان، بر هماهنگى و جديت كامل مسئولان بخشهاى مختلف سازمان حج براى رسيدگى به امور اين عزيزان تأكيد كرد.