374خديو در طول اقامت خويش در مدينۀ منوره،به شرف 1خدمت در حجره شريفه درآمد به اين صورت كه وى همه روزه قنديلهاى درون حجره شريف را،به هنگام شب روشن مىنمود و در پگاه آنها را خاموش مىكرد.
اين جانب سعادت يافتم كه همراه خديو،بيش از يك بار در اين مأموريت شريف شركت نمايم.اين مأموريت چنين بود كه پيش از نماز مغرب،قباهاى سفيدى را به تن مىكرديم و كمربندى بر آن مىبستيم و همانند خدمۀ حجره،عمامههايى را بر سر خويش مىگذاشتيم و از«باب بتول»به خانۀ حضرت زهرا عليها السلام وارد مىشديم و سپس از درى كه در نزديكى حجره شريف بود،با قدمهايى كوتاه،قامتى خميده،دلى شكسته و پر سوز، ديدگانى مبهوت،وجدانى بيدار،روحى خاضع،نفسى خاشع و چشمانى اشكبار،در حالى كه زبان به ذكر دعا و سلام براى آن حضرت مشغول بود،بدان مكان وارد شديم و پس از انجام آن مأموريتى كه بدان شرف يافته بوديم،از درى كه در سمت شرقى آنجا وجود داشت به سوى حجرۀ حضرت فاطمه زهرا عليها السلام برگشتد و پس از تلاوت آياتى چند از كلام اللّٰه مجيد در آن مكان شريف،جسم و روح خود را متبرك كرده و سپس خارج مىگشتيم.
همواره بعد از اين زيارت،آن چنان نيرويى در روح خود احساس مىنموديم كه حالتى خاص و همراه با آرامش را،در جان ما پديد آورد.
خديو در روز سه شنبه،پس از اداى نماز صبح،وظيفۀ خويش را در حجرۀ شريف به انجام رسانيد و سپس عزم زيارت بقيع نمود.
بقيع،قبرستان مدينه است.خديو ابتدا در آنجا به زيارت قبر«عثمان بن عفان» رفت؛-اين قبر در شرق بقيع واقع گرديده است-سپس به زيارت بر امام مالك كه در