371خيمههاى رجال همراه كه در داخل حصار مدينه بزرگ برپا گرديده بود،رسيد.
پس خديو در سراپرده خويش از تمامى گروهها استقبال نمود به همان ترتيبى كه آنان در صنفها و پيشههاى گوناگون از ايشان ديدن به عمل آورده بودند و ورود خديو را تبريك گفته بودند.سراپردۀ خديو مملو از بزرگان و اعيان شهر شده بود و رؤساى رجال دربارى همراه،از كليۀ ميهمانان پذيرايى مىكردند.در اين هنگام شعرا و سخنرانان هر كدام به پا مىخواستند و اشعار و مديحه سرايى مىنمودند،به طورى كه شكوه و جلال مجلس ما اين تصور را به وجود آورده بود كه روز عيد است و هيئتهاى عرب شرفياب گرديدهاند.
گفتنى است،در لحظهاى كه سيگار ميان جمعيت تقسيم گرديد،همگى شروع به سيگار كشيدن كردند به طورى كه دود سرتا سر خيمه را در برگرفته بود و پس از ساعتى همگى در حالى كه در ميان خود از كرم و خوشرويى خديو سخن مىراندند با حالتى سپاسگزار آن محل را ترك نمودند.
خديو در مدينه منوره
خديو پس از استراحت از خستگى سفر،بعد از نماز عصر بر اسب خويش سوار شد و براى انجام زيارت به سوى حرم شريف حركت نمود.
به دنبال ايشان«پرنس»و مقام محترم«مفتى»و جناب«محرم پاشا»و برخى از رجال دربارى همراه شده و در حركت بودند.وى از«باب السلام»وارد حرم گرديده و پس از انجام زيارت و خواندن نماز مغرب در حرم شريف به كنار مقصورۀ شريف آمد و پس از زيارت از حرم خارج گرديد و به سوى ديدار والا حضرت والده حركت نمود.
خانۀ بزرگ حرم در مدت اقامتش در مدينه به او اختصاص يافته بود اين خانه همان خانه «عثمان بن عفان»بود كه به نام«دار عثمان»معروف مىباشد.پس از آن جا خديو به جايگاه خويش در اردوگاهى مراجعت نمود.