349سپرده مىشود به طورى كه يك لحظه پس از محبتهاى فراوان،هنگام بردن دست نياز به سوى آنان،همچون شخص غريبه و ناشناسى با حاجيان برخورد مىنمايند كه اين حالت دور از لطف و كرم و طبع مشهور عرب به شمار مىآيد.
اين اعراب داراى نغمهها و سرودهاى خاص خودشان هستند كه غالباً در طول مسير،گاه با هم و گاه به تنهايى آنها را زير لب ترنم مىنمايند.
ساربانان در تعرض به حاجيان و اموال آنان،مهارت خاصى دارند و گاه در موقعيتهاى خاصى حتى از كشتن مسافر خود هم دريغ ندارند؛اين خشونت زمانى به اوج خود مىرسد كه مسافر با ساربان همكارى نكند و به قول معروف«سر كيسه را شل نكند»،آن زمان است كه اين اعراب از هر گونه آزار و اذيتى نسبت به حاجى خوددارى و گاه در لباس دزدان به مسافر كاروان خويش حمله مىكنند و اثاثيه و پولهاى او را به يغما مىبرند.
به طور كلى مىتوان گفت:در اين راه،هر حاجى خودش بايد نگهدار اثاثيه و اموال خويش باشد و تا آنجايى كه ممكن است با ساربان كنار آمده درخواستهاى او را عملى سازد.
كاروان در برخى ايستگاهها اطراق مىكند و خود حاجيان با كمك يكديگر،اثاثيهها را از روى شتران پايين مىآورند و پس از نصب خيمه،در كنار هم جمع مىگردند.اين لحظات،بهترين زمانى است كه ساربانان و اعراب هم دست با آنان،به اين حاجيان خسته شبيخون مىزنند و اثاثيه و اموال آنان را مىدزدند.غالباً حاجيان به ساربانان غذا مىدهند تا آنان به استراحت بپردازند و مسافرين خودشان پاسدارى از دوستان و اموال آنان را به نوبت به عهده مىگيرند و گاه از بيم اعراب و راهزنان،حتى قضاى حاجت را نيز به سختى انجام مىدهند و از ترس،در همان كنار خيمهها رفع قضاى حاجت مىنمايند؛زيرا ممكن است با دور شدن آنان از خيمه،گرفتار يكى از راهزنان شوند و با چوبدستىهاى خشك و قوى كه غالباً آنان در دست دارند با يك ضربه بر سر حاجى،او را بكشند و يا مجنون نمايند.
معمولاً راهزن لباسهاى حاجى را از تن او درمىآورد و يا تنها به بردن كيسۀ