346آزارهايى را به حاجيان نمىرساندند؛زيرا طبق مثل معروف«مردم همواره بر دين پادشاهان خويش مىباشند».مطوفها هم پس از آن كه با ساربان قرار داد مىبستند-به عنوان محافظت از آنان-با كاروان به سوى مدينه به راه مىافتادند.
بسيار اتفاق مىافتد كه خود ساربانان با حاجيان،دربارۀ شتران قرار داد مىبندند و هزينۀ آن را هم از آنان دريافت مىدارند و به آنان گوشزد مىكنند كه شترهايشان را در خارج از شهر نگهدارى كنند و نيز از آنان درخواست مىنمايند كه براى گريز از پرداخت ماليات (\ قوشان) 1خودشان هم در خارج شهر اقامت گزينند.دولت همواره از شترانى كه از مكه به سوى جده يا مدينه يا ينبع مىروند ماليات دريافت مىگردد.اين ماليات داراى نرخ معينى نيست،بلكه همواره به طمع دستاندركاران آن بستگى دارد؛با اين كه پيش از دستور مبلغ ماليات به دو ريال و بيشتر از آن مىرسد،اما از اين مبلغ تنها شش قروش عثمانى به خزانۀ حكومت واريز مىگردد.حاجيان درمانده با اين كه ماليات هم مىپرداختند اما هنگامى كه از مكه خارج مىگرديدند،با شترانى ضعيف و ناتوان روبرو مىشدند كه مجبور به استفاده از آنان نيز بودند و در نتيجه رنج و مشقت فراوانى را در راه متحمل مىشدند و حتى بسيار از آنان شتران را در ميان راه ترك مىكردند و با پاى پياده مقدار يا تمام مسافت راه را مىپيمودند.
معمولاً اين كاروانها همواره پس از اولين ايستگاه در ميان اعضاى خويش نظم را برقرار مىكردند و تا پايان راه نيز از آن نظم پيروى مىكردند.
ساربانان غالباً افرادى نحيف و لاغرند كه ساق پاهاى بسيار نازك دارند و كوتاه قد مىباشند،به طورى كه در جسم آنان حتى يك ماهيچه و عضلۀ برجسته به چشم نمىخورد؛اما استخوانهاى اين افراد همانند آهن بسيار سخت و پر صلابت است و براى غلبه بر دشمن آن چنان قدرتى دارند كه هيچكس به گرد پاى آنان نمىرسد.يكى از اين ساربانان را هنگام فرار شترى مشاهده كردم كه چابك به دنبال شتر مىدويد،و خود را به دم او آويزان كرد و پس از مهار كردن،زمام او را به دست گرفت.