285هنگام،ميزان مسرّت و خوشحالى صاحب كبوتر را نمىتوان توصيف نمود.
كبوتران داراى نامهاى گوناگونى مانند:«جزغندى»،«ريحانى»،«مزرزر»،«قزازى»،«ابلق»،«عنبرى»،«غزار»،«قشاقى»و...بودند.
كبوترپرانى كار فقط ثروتمندان نبوده بلكه بيشتر از سوى فقرا و تنگدستانى صورت مىگرفت كه نوعاً وقت گرانبهاى خود را بدين كار سپرى مىكردند،در حالى كه خانوادۀ آنها نيازمند كمترين امكانات زندگى بودند.
اينجانب در باغ اندرونى كاخ«يلدز»پس از خلع سلطان عبدالحميد (عثمانى) خانهاى وسيع را ملاحظه كردم كه در آن انواع مختلفى از كبوتران كه برخى از زيبايى زايد الوصفى در خلقت برخوردار بودند،قرار داشت.ظاهراً نامبرده روزهاى واپسين خويش را به هنگامى كه در زندان به سر مىبرد با آنان سپرى مىكرد تا اينكه با خودكشى به زندگى خويش پايان داد.
حج
حج در لغت به معناى قصد است و مرد محجوج يعنى به مقصود رسيده.در اصطلاح مسلمانان،حج به معناى قصد مكه كردن و انجام مناسك آن در زمانى مخصوص از هر سال قمرى مىباشد.واحد آن حجه است و بر سال نيز اطلاق مىگردد.
به عنوان مثال وقتى گفته مىشود:عمر اين كودك هفت حجج است به معناى اين است كه عمر او هفت سال مىباشد.
حج در ميان بشر داراى سابقهاى بس كهن بوده است،بدين صورت كه هر گروهى تنها به عنوان مراسم دينى صرف آن را به انجام مىرسانده است.گو اين كه اين اجتماع خالى از منافع دنيوى نيز نبوده و در پايان علاوه بر استفادۀ مادى بشر،سطح معلومات فرهنگى آنان را نيز گسترش مىداده است.مصريان در چهل قرن پيش حج مىگزاردهاند و مجسمههاى معبود خود«ايزيس»را در شهر«سايس»(صا) و«فتاح»را در«منفيس»و