282همچنانكه اكنون نيز برخى از روميان در خيابانهاى معرانه انجام مىدهند.آنان كبوترى را در سينى قرار مىدهند،و در حاليكه در اطراف آن،اوراق تا شدهاى مىگذارند كه در ميان اين اوراق خبرى از خير و شر را نوشتهاند.پس اين كبوتر به وسيلۀ نوك خود،يكى از اوراق تا شده را برمىدارد و به عنوان فال شخص در نظر گرفته مىشود.به اين كبوتران، «پاك-كو-پن»( nip-oko-kop ) گفته مىشود كه به معناى كبوتر برگ سفيد است.
كبوتر نزد سامىها همان حيوان مقدس براى الهۀ اشتورت ( ctratsA ) به شمار مىآمد.فينيقيان و يونانيها و آشوريها كبوتر را به عنوان نماد آسمان و ستارگان مقدّس مىشمردند.
گمان دارم كه نزد عرب جاهليت اين احترام از اين راه به بدانان رسيده باشد.به همين علّت مجسمه كبوتر را در درون كعبه در كنار مجسمه«هُبل»قرار داده بودند.
در«سيرۀ ابن هشام»از صفيه دختر شيبه روايت شده است:
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه،طواف خانه را انجام داد«عثمان بن طلحه»را فراخواند و دستور داد درِ كعبه را بگشايد،هنگامى كه حضرت به درون آن رفتند مجسمهاى از كبوتر چوبى را در آن يافتند پس به دست خويش آنرا شكسته و به دور انداختند.
در صورتى كه از ظرافت و لطافت شكلى اين كبوتر و انس آنان در نوعشان،و زيبايى صورتشان و پاكيزگى پوشششان صرفنظر كنيم،اين پرندگان در خانوادۀ خود نشان دهندۀ محبت حقيقى و رحم و شفقت حسى بودهاند،به طورى كه از آنها درس زندگى مىآموزيم.
برخورد جنس نر با مادۀ اين كبوتران را در زندگى خانوادگى بسيار باتدبير و مجدّانه مىبينيم،به طورى كه هر گاه از مسؤوليت اجتماعى خود فارغ شوند روبه سوى زندگى زناشويى گذارده،سر در گردن يكديگر فرو مىبرند و معاشقه و معانقه مىكنند و هيچگاه از يكديگر جدا نمىشوند.اينان از هم جدا نمىگردند مگر آنكه دوباره با هم جمع شوند.
پوشش زيبا و شيوۀ عشوهگرانۀ آنها در زوجى غير از اين نوع هرگز ديده نمىشود.
كبوتران در اين ميان به انسانيّت خدمتى كردهاند كه هيچگاه فراموش نمىشود.آنان