261اين جانب احتمال مىدهم كه آنچه هم اكنون ساده لوحانى از كشاورزان مصرى مىگويند كه:روزگارى خواهد آمد كه راه حج«مكه»قطع شود و مردم همگى حج خود را در آرامگاه سيد«بدوى»در«طنطا»به جاى آورند.اين سخنان در نتيجۀ طرز تفكر سياسى برخى از پادشاهان مصر بوده كه حتى با از ميان رفتن آنها،متأسفانه هنوز اين توهم غلط در اذهان اين ساده لوحان باقى مانده است.بنابراين نتيجه اين گونه افكار غلط است كه مىگويند:گنبدى را بر وضوخانۀ ميانه صحن مسجد ابن طولون در قاهره بنا كردهاند و نام آن را كعبه قرار دادهاند! نمىدانم اين نامگذارى در چه دورانى صورت گرفته است و آيا در دوران ابن طولون بوده است يا نه؟ مشخص نيست.در هر صورت اين گونه نام گذارىها از سوى افرادى نادان صورت مىگيرد ما از درگاه بارى تعالى براى آنان طلب مغفرت مىكنيم.هم اكنون خدمتگزاران كعبۀ مشرفه،همواره چشم از حركت طواف كنندگان برگرد كعبۀ مكرمه برنمىدارند و در اين ميان توجه خاصى به ايرانيان دارند زيرا مكيان معتقدند،آنان افراد گناه كارى هستند و در صورتى كه فرصتى به دست آورند، حجر الاسود را آلوده مىكنند!!؟ همچنين مكيان ادعا مىكنند كه در سال 1088 هجرى و در سال 1143 هجرى و نيز در سال 1155 هجرى بدين كار اقدام كردهاند و بدين وسيله در نظر داشتهاند كه توجه مردم را از آن سلب نمايند!!
اين مطلب دور از عقل به نظر مىرسد و در اين گفتار تنها مىتوان گفت:حقيقت اين است كه غالباً پيروان مذهبى،پيروان مذهب ديگر را متهم نموده و از هر گونه بر چسب نسبت به آنان دريغ نمىكنند.تأييد بر اين سخن گفتۀ«عصامى»در تاريخ وى كه مىگويد:خود آلودگى بر حجر الاسود و پرده كعبه را در سال 1088 هجرى مشاهده كرده است.وى همان جا احتمال داده است كه آن آلودگى خميرى از كوبيدۀ عدس بوده كه مكيان براى متهم كردن شيعيان،خودشان اين كار را انجام دادهاند.
اما در سال 1155 هجرى اين آلودگى در كعبه،تنها مسألهاى سياسى بيش نبود.زيرا در آن سال پادشاه ايران«نادر شاه»نمايندهاى را به سوى«شريف مسعود»فرستاده بود و از او خواستار اقامۀ نماز پنجمى در حرم براى شيعيان شده بود.شريف اين درخواست نادر را براى دولت عثمانى ارسال نمود و آنان شريف را متهم كردند كه از طرفداران ايران