240همواره عدهاى از«بنى كنانه»كه معروف به«قلامس»بودند،عهدهدار امر تأخير ماهها بودند و براى نخستين بار قبيلۀ«مضر»انساء ماهها را در قرن دوم يا سوم پيش از هجرت آغاز نمودند.آنان اين كار را تنها در پايان دو ماه محرم و رجب انجام مىدادند:
پس آنها محرم را به صفر و يا رجب را به شعبان تاخير مىانداختند كه در اين حال شعبان را رجب و پس از آن را شعبان و ماه بعدى را رمضان قرار مىدادند و اين چنين تمامى ماههاى سال را به تأخير مىانداختند.
شاعر آنان در اين باره چنين سروده است:
ألسنا الناسئين على معد
شهور الحلّ نجعلها حراما
با اين كار سال قمرى هر سى سال يك بار تقريباً به گردش در مىآمد.در سال دهم هجرى ماههاى سال قمرى گردش كرده و در جاى اصلى و طبيعى خود از فصلهاى سال قرار گرفته بود.رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام«خطبۀ وداع»در عرفات،در آن سال بدين نكته اشاره فرموده و گفتند:«اى مردم همانا گردش روزگار چنان گرديده است كه مطابق است با روزى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده است.»و در اين سال بود كه خداوند به تأخير انداختن ماهها را حرام نمود.در اين باره خداوند مىفرمايد: إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيٰادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عٰاماً 1.
عرب همواره ماه رجب را به علت جدايى اين ماه از ديگر ماههاى حرام،«فرد»مىخواند و گاه رجب را براى حج اصغر 2يعنى عمره به كار مىبردند و تا كنون نيز حج رجبى ميان آنان معمول مىباشد و در مصر نيز هم اكنون در آمار نوزادان به كار مىرود كه مىگويند:كودك متولد رجبى است يعنى كوچكتر.
ماههاىحرام نزد«غطفان»هشتماه در سال بود كه بدان«بَسْل»(به فتح باء و سكون سين) به معناى تحريم گفته مىشد.در اين باره«اعشى بنى قيس»به آنان گفته است: