221سپس در كنار آن«دار الندوه»را بنا نمود كه اين بنا نخستين ساختمانى بود كه پس از كعبه در مكه به وجود آمد.دار الندوه مركز حكومتى و محل مشورتى او با اطرافيانش بود كه هيچ امر سياسى و يا اجتماعى به تصويب نمىرسيد مگر آن كه در اين مكان درباره آن با هم به شور مىپرداختند.سپس اطراف خانۀ معظم را نيز در ميان قبيلههاى قريش تقسيم نمود.
آنان هر يك خانههاى خويش را در اطراف مطاف و كعبه بنا كرده بودند و درى از آن را به سوى مطاف گشوده بودند.پنج سال پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله سيل كعبه را خراب نمود.قريش در اين باره گرد هم آمدند و ساخت بناى آن را ميان قبيلههاى خود تقسيم نمودند.
«باقوم رومى»به كمك نجارى مصرى،تجديد بناى ساختمان كعبه را آغاز نمود و هنگامى كه در ساخت آن به جايگاه«حجر الاسود»رسيدند،ميان قبيلهها نزاع درگرفت، زيرا هر يك از قبيلهها قصد داشتند كه اين شرف نصيب آنها آنها گردد و حجر الاسود را در جاى خويش قرار دهند.درگيرى و ستيز آن چنان بالا گرفت كه نزديك بود ميان آنان جنگ شروع شود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در آن هنگام در سن سى و پنج سالگى بودند به همراه آنان كار مىكردند.حضرت با حسن رفتار و كمال اخلاقى كه در خود داشتند در ميان آنان از احترام ويژهاى برخوردار بوده و بدين سبب او را«امين»ناميده بودند.
در اين اختلاف او را به حكميت پذيرفتند.پس حضرت پيراهنى طلب كرده و سنگ را در ميان آن قرار دادند سپس دستور دادند كه هر يك از قبيلهها گوشهاى از آن را بگيرند و آن را بلند كنند،هنگامى كه حجر الاسود به محل اصلى خود در ركن شرقى از كعبه بالا آمد ايشان با دستان مبارك خويش آن را در جاى اصلى خود قرار دادند و با اين انديشۀ زيبا و سياست ماهرانه،از تدبير و حسن سياستش نيز ميان يكديگر به گفتگو پرداختند.
قريش به علت كسر بودجه مقدارى از فضاى كعبه را كاستند و به حجر افزودند.همچنان كه هم اكنون نيز اين وضعيت وجود دارد.بنابراين مقدارى از فضاى حِجر،پيش از اين ساختمان،جزو ساختمان كعبه بوده است.