175گشتند وزمامدارى خانه را در دست گرفتند و سرانجام جرهميان را از مكّه اخراج نمودند.
جرهميان به سوى سرزمين«جهينه»در-شمال ينبع-حركت كردند و در آن ساكن گرديدند.
«عمروبن حارث»بزرگ آنان در اين باره سروده است:
وكنّا ولاة البيت من عهد نابت 1
بلى نحن كنّا أهلها فأبادنا
صروف الليالى والجدود العواثر
زمامدارى خانه و مكّه همچنان در دست«بنى اسماعيل»قرار داشت تا اينكه «خزاعه»آمدند و بر آنان مسلط گرديدند.و مدت زمانى طولانى ولايتِ خانه را كه از سِدانت (خدمتگزارى به خانه) و سِقايت (آب دادن حاجيان) تشكيل مىگرديد،با سرسختى و جوش و خروش در دست داشتند.با وجود آنكه در بنى اسماعيل نشانى از پيشرفت ادبى و علوّ نفسانى ديده مىشد،زيرا مردانى فراوان از ميان آنان سربرآوردند كه با حُسنِ تدبير و كمال علمى خود كه ناشى از فراست و تيزهوشى ذاتى آنان بود،بر اين قوم سرورى كردند.از آن افراد مىتوان«كعب بن لوئى»را كه بلاغت و فصاحتش مشهور بود،نام برد.وى نخستين شخصى است كه مردم را در روز«عُروبَه» 2(روز جمعه) گرد هم آورد و براى آنان خطبه مىخواند و آنها را به راه فضايل و نيكى ارشاد مىنمود و از ارتكاب رذايل و آلودگيها برحَذَر مىداشت.او در ميان عرب به منزلتى رسيد كه مورّخان، سال فوتش را همچون«عام الفيل»مبدئى براى تاريخ خود قرار دادند كه اين مدّت زمان كمتر از چهارصد سال نبود.
همچنان امر خانه در دست«خزاعه»قرار داشت تا اينكه«قصىّ بن كلاب»به همراه مادرش در سن خردسالى از شام بدان سوى مراجعت كرد.