158«رحمةاللّٰه هندى»مشهور (نويسنده كتاب اظهارالحق) بنا گرديده است و در آن جا قرآن شريف و علم تجويد و مقدارى از زبان عربى و حساب و هندسه تدريس مىگردد.
اين مدرسه بوسيلۀ كمك مالى مردم هند اداره مىشود كه اين به علت تبار هندى مؤسس و بنيانگذار آن بوده است و در چنين مواردى نمى تواند يك مدرسه همواره پايدار و مفيد باقى بماند به همين علت پس از او مدرسه ياد شده رو به سقوط و انحطاط گذارد.اميد آن است كه دولت حجاز براى نگهدارى و به وجود آوردن امثال آن،اقدام لازم را بعمل آورد.
ديگرى،مدرسه اى است كه در آن استاد فاضل شيخ«يوسف محمد خياط»از علما و دانشمندان مكّه به تدريس اشتغال داشته و درسهايى كه در مدرسۀ نخستين تدريس مىگرديد با كمى توسعۀ بيشتر به دانش آموزان تعليم داده مىشود توجه و عنايت امير به اين مدرسه فراوان بوده كه اميد آن مىرود موفقيت آن بسيار باشد.
اينجانب در روزنامه پر محتواى«الغراء»،در شمارۀ سوم جمادى الآخر سال 1328 هجرى به نقل از روزنامه«صباح»خواندم كه دولت عثمانى مدرسهاى را در مكّۀ مكرمه در حضور والى و شريف و تعداد بسيارى بزرگان و اعيان شهر افتتاح كرده است، اميدواريم اين مدرسه براى«امالقرى»بلكه براى مركز پايتختهاى اسلامى خير و نيكى به همراه داشته باشد.
در صورتى كه سرور ما امير،مقرّر نمايد كه مطوفين در مدرسهاى ويژه تحصيل كنند و اطلاعات لازم در روند كار و وظيفه خود از آن تحصيل نمايند،مىتوانست بالاترين خدمت دينى به جامعه باشد؛زيرا مطوفين كنونى،هيچگونه اطلاعاتى نسبت به مأموريت بزرگ خود ندارند به طورى كه گاه برخى از آنان در اين مرز نايستاده و مطالبى را كه دور از حقيقت و دين بوده در ذهن حجّاج ترويج مىكنند و موجب گمراهى آنان مىگردند، بعنوان مثال در مورد«كنفانى»و«زلبانى»كه دو قطعه سنگ در راه جدّه به سوى«بحره» هستند ادّعا مىكنند كه اين دو سنگ هر يك اشخاصى بنام«كنفانيا»و«زلبانيا»بوده كه حاجيان را گول مىزدهاند و در نتيجه از سوى پروردگار مسخ شده و به صورت دو قطعه سنگ درآمدهاند!