140خويش را بخطر انداخته است.بوركات نژادى سوئيسى داشته و در لوزان« enasvaL » بدنيا آمده است.نامبرده ابتدا به مصر آمد و پس از ادّعاى مسلمانى و«ابراهيم المهدى» ناميدن خود،به دانشگاه الازهر وارد گرديد.زبان عربى را در آن دانشگاه آموخت و سپس به بلاد عرب مسافرت كرد و مدّت هفت سال در آن بلاد اقامت نمود.و در نتيجه اين اقامت و تفحص،مهمترين كتاب در نوع خود را در مقابل ديگر فرنگيانِ بلاد عرب و قبايل آن،برشتۀ نگارش درآورد.وى سرانجام در لباس مسلمانى در مصر درگذشته و در يكى از مقبرههاى«باب الفتوح»در كنار آرامگاه«شيخ يونس»بخاك سپرده شد كه تاكنون اين قبر وجود دارد و بر روى سنگقبر او اين عبارت ديده مىشود: 1
هو الباقى
«هذا قبر المرحوم إلى رحمة اللّٰه تعالى الشيخ حاج إبراهيم المهدى بن عبداللّٰه بوركهرت اللوزانى تاريخ ولادته 10 محرم سنة 1199 و تاريخ وفاته إلى رحمة اللّٰه بمصر المحروسة فى 26 ذىالحجة سنة 1232 ه.»
يكى ديگر از سُنّتهاى اشراف مكّه اين بود كه بزرگان آنان،فرزندان خود را در حاليكه هنوز كودكى خردسال مىبودند به«باديه»و بهويژهبه سوى قبيلۀ«عدْوان»-كه در شرق طائف و در نزديكى«سعد»كه در آن رسول خدا صلى الله عليه و آله دوران شيرخوارگى و نوجوانى خود را گذرانيده بود،-گسيل مىدادند؛با اين كار آنان به فرزندان خود زندگىِ سادۀ باديهنشينى و چادرنشينى را مىآموختند.كودكان در آن محيطِ بىسوادىِ صِرف،رشد مىكردند و هنگاميكه به مكّه بازمىگرديدند،درحاليكه لغات باديهنشينان را يادگرفته بودند و اشعار متداول در بين آنان را حفظ نموده بودند و خلقوخوى اصيل عرب در آنان بوجود مىآمد؛از مزاياى اين نوع زندگى،آموختن اسبسوارى و آزادى در گفتار و عمل بود كه اين عادت در ميان اين قوم از سنتهاى ديرينه بهشمار مىآيد.از هارون الرشيد نقل گرديده كه هنگاميكه فرزندش«معتصم»نوجوانى خردسال بود،از رفتن به