115خشكى به سوى مصر رهسپار مىگردند.همچنانكه تعداد فراوانى از مردمان شام و تركان و قفقازيها و مردمان (شبه جزيره) كريمه و بخاريها و قازانيها 1و ديگر مسلمانان شمال روسيه و سيبرى و جزاير درياى مديترانه،همگى بدين منظور پيش از ماه مبارك رمضان در قاهره گِرد هم مىآمدند و سپس از راه خشكى به سوى«قوص»كه فاصلهاى در حدود 640 كيلومتر است،رهسپار مىگرديدند.
گروهى ديگر از آنان اين فاصله را از راه رود«نيل»در بيست روز طى مىكردند و پس از آن كاروانِ آنان در صحراى شرقى به مدت پانزده روز مسافتى درحدود يكصد و شصت كيلومتر را به مقصد«عيذاب»يا«قصير»واقع بر درياى سرخ طى مىنمود؛اين دو دهكده،از قديم الايّام دو بندر شرقى مصر بهشمار مىآمد كه بندر سوئزِ كنونى جايگزين آن مىباشد.بندر«عيذاب»مهمتر از بندر«قصير»بوده و هردو در دست قبايل عرب «بجاة»بوده كه اينان وظيفۀ انتقال حاجيان را بوسيله شترهاى خويش در اين صحرا بعهده داشتند.اينان داراى صفات و اخلاقى پَست و ناپسندى بودند و هيچگونه رحم و شفقتى در ميان آنان وجود نداشت، تا آنجا كه گاه كاروان را از مسير اصلى خود منحرف مىنمودند و آنان را در شرايط بىآبىِ سختى قرار مىدادند كه كاروانيان از تشنگى هلاك شده و آنان بتوانند اموال و كالاهاى كاروانيان را به تاراج ببرند.
قبر عارف نامى ابوالحسن شاذلى در اين صحرا در نزديكى محلى كه بدان«امتان» گفته مىشود،قرار دارد.نامبرده در سال 656 هجرى در راه خود از مغربِ دور،به سوى حجاز درگذشته و در همان مكان مدفون گرديده است.مردمان اين منطقه همه ساله، سالروز تولّد او را از اول تا نهم ذىالحجه جشن گرفته و تعداد بسيارى از مردمان«صعيد» و اعراب و مغربىها در اين جشن شركت مىكنند.
حاجيان همواره در«عيذاب»يا«قصير»نزديك به يكماه در انتظار ورود«جَلْبة»بود كه بوسيله آن به جده منتقل گردند.جَلْبه كشتىهاى بادبانى بسيار سست و سبكى بوده كه