113نماز پيامبر صلى الله عليه و آله به شمار مىآمد-رو به سوى ديوار شمالى آن نمود و دو ركعت نماز ديگر نير بجاى آورد؛از آن پس رو به سوى ديوار شرقى نيز كرده و شبيه به آن اعمال را تكرار نمود و اين در حالى بود كه تمامى همراهان نيز همان اعمال را انجام مىدادند.اين گروه در نهايت خضوع و بندگى در برابر پروردگار عظيم و خانۀ گرانقدرش كعبه قرار داشتند كه انبوه آدميان در مقابل اين دو آنچنان ناچيز و خُرد به شمار مىآيند كه گويى وجودشان به عدم متّصل مىگردد.در صورتيكه از نزديك حركت آنان را در هيأت نماز نمىديدم و دستهاى دراز شده به سوى درگاهش و لرزش لبها را به هنگام زارى و التماس مشاهده نمىكردم و ضربان قلبها را در برابر اين عظمت غير متناهى نمىشنيدم خود را در عالمى ديگر از اين دنيا تصوّر مىنمودم و مىتوان گفت در حقيقت در اين ساعت در جهانى ديگر سير مىكرديم،آرى در خانه خدا بوديم! بدون واسطه در پيشگاه پروردگار بوديم و بر پيكر ما جز سرى افكنده و پشيمان،و زبانى التماسكننده و دعا بر لب و ديدگانى اشكبار،قلبى لرزان و خلوصى همراه با بندگى،وجود نداشت.ساعتى را بدينحال سپرى كرديم سپس از آن مكان خارج گرديديم درحاليكه قلبهايمان،قدمهايمان را در جا خشك كرده بود و سعىِ آن داشت تا لحظاتى بيش را در آن بارگه بمانيم و روح ما از تجليّات بزرگ اين مكان بيشتر نيرو گيرد.پس از پايين آمدن ما از آن خانه معظم،خديو به دور كعبه طواف كرده و سپس مقام ابراهيم خليل عليه السلام را زيارت كرد و از آن پس در حاليكه برتوفيق زيارت خانۀ كريمش به درگاه پروردگار شكرگزار بود،به محل اقامتش مراجعت نمود.حضرت والا روز يكشنبه را به ديدار با انبوه بىشمار مردم از نژادهاى گوناگون سپرى نمود.در شب آن روز خديو ضيافت مجلّلى را ترتيب دادند كه در آن شريف و والاحضرتها،فرزندان گرامىاش و قائممقامِ والى و درحدود بيست نفر از بزرگان قوم و اشراف و كارمندان عاليرتبه و جناب قاضى و مفتى و بزرگِ حرم و مدير آن و فرمانده نيروهاى سلطنتى و همراهان حضرت والا حضور داشتند.پس از شام همگى به تالار تشريفات بزرگى منتقل شدند و در آنجا خديو با لطف و مرحمت خويش،همگان را مورد تفقّد قرارداد.
بعد از نوشيدن قهوه«امين بك افندى»قائممقام والى،سخنرانى فىالبداههاى را كه