314ديگر آنكه:
با توجه به اينكه اين بزرگواران داراى حيات ويژهاى هستند مىتوان با آنان ارتباط قلبى خاصى برقرار كرد چنانكه در زيارتهاى ايشان مىخوانيم «اشهد انك تسمع كلامى و تردّ سلامى». بدين ترتيب تجديد عهد و ميثاق با آنان ميسّر خواهد بود؛ چيزى كه در ايجاد احساس مسؤوليت و التزام به انجام وظايف فردى و اجتماعى و جديّت و فداكارى در راه تحقق اهداف اسلامى تأثير بسزايى خواهد داشت.
از همين جاست كه توسّل به اولياء خدا بعد ازرفتن از دنيا نيز مفهوم پيدا مىكند و در واقع مربوط به بخش دوم سؤال شما يعنى مسأله توسل مىشود.
سؤال مهمى كه در مورد توسل مطرح مىشود اين است كه با وجود مفتوح بودن راه دعا و ارتباط مستقيم با خداى متعال، حكمت تشريع توسل چيست؟ جواب اين است كه توسل دست كم داراى دو حكمت ممتاز است:
يكى آنكه مقام و منزلت شفاعت كنندگان معلوم مىشود كه در اثر اطاعت و عبادت خدا به آن نائل شدهاند و اين به نوبه خود تشويقى براى ديگران است تا راه رسيدن به كمالات و مقامات عاليه يعنى راه عبادت و اطاعت خدا را بشناسند و هر چه بيشتر از آن استفاده كنند.
حكمت دوم اين است كه توسل عاملى براى جلوگيرى از عجب و خودپسندى و افتادن در بزرگترين دام شيطان است كه مىتواند افراد برجسته را از قلّه كمال به اسفل سافلين فروافكند؛ اما كسى كه ترقيات معنوى خود را مرهون وساطت اولياء بزرگ خدا مىبيند از افتادن در اين دام مصون مىماند و از اينجا راز اين مطلب روشن مىشود كه عرفاى شيعه دچار