86پيك عمر ابن عبدالعزيز از شام به مدينه در آغاز دوران تابعين، هيچ انگيزهاى جز زيارت قبررسول خدا صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم و عرض سلام به آن حضرت نداشته است و انگيزهاى دنيايى يا دينى مانند زيارت مسجد النّبى، موجب اين سفر نبودهاست». 1
3 . وقتى عمر با مردم بيت المقدس صلح كرد، كعب الاحبار به نزد او آمد و اسلام آورد. عمر از مسلمان شدن او خوشحال شد و به او گفت: آيا با من بهمدينه مىآيى تا قبر پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم را زيارت كنى و بهرهاى معنوى برگيرى؟ او پذيرفت... عمر، وقتى كه وارد مدينه شد، ابتدا به مسجد النّبى رفت وبه رسول خدا صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم سلام كرد». 2
4. ابن عساكر در كتاب تاريخ خود و ابن الجوزى در كتاب«مثير الغرامالساكن» به نقل از محمد ابن حرب هلالى روايت كردهاند كه او گفت:«وقتى وارد مدينه شدم، به نزد قبر رسول خداصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم رفتم و در مقابل قبر مطهر، به آن حضرت سلامدادم و ايشان را زيارت كردم. بيابان نشينى وارد شد و به زيارت آن حضرت پرداخت و گفت: اى والاترين پيامبر! خداوند كتاب صادقى بر تو نازل كرد و درآن گفت:
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ