56(«آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند.
به اعتقاد فرد مشرك، احبار و راهبان صلاحيت قانونگذارى دارند و مىتوانند در مقابل اخذ مال ناچيز دنيا، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام نمايند.
آيات گذشته و آيات ديگرى ا زاين قبيل از عقيدۀ مشركين عصر جاهلى پرده برمىدارد و بيان مىكند كه خضوع مشركين در مقابل بتها، تنها از سرعلاقه و محبت به آنها نبوده، بلكه متّكى بر باور و اعتقاد آنان به اقتدار آلهه بوده است. آنان آلهه را كارگزاران بخشى از هستى يا تمام آن مىدانستند و سرانجام وسرنوشت موجودات را به ارادۀ آنان گره مىزدند.
البته اعتقاد آنها در مورد ربوبيّت آلهه و خدايان جعلى يكسان نبود، بلكه نسبت به شرايط و موقعيتهاى خاص، تفاوت مىكرد.
عدهاى از مشركين صدراسلام همانند مشركين دوران حضرت ابراهيم عليه السَّلام ، معتقد به گستردگى ربوبيّت ارباب و آلهه بودند و اينكه خورشيد و ماه وستاره، ربّ تمامى موجودات زمينى هستند.
برخى از آيات قرآن، بيانگر اين عقيدۀ مشركين است:
(وَ كَذٰلِكَ نُرِي إِبْرٰاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ * فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ