44در اين اصل كلى كه عبادت و پرستش، ويژۀ خداوند است ترديد و اختلافى نيست. اما در مواردى گمان مىرود عبادت غيرخداوند صورت گرفتهاست (ما در فصل پنجم به طور مبسوط به اين نكته خواهيم پرداخت) بنابراين در اصل كلى مذكور اختلافى وجود ندارد، بلكه در بعضى مصاديق و موارد است كهسئوال پيش مىآيد، آيا عبادت خداوند صورت مىگيرد يا عبادت غير او؟
مثلاً برگزارى مجالس جشن و سرور در اعياد مذهبى، آيا عبادت شخصيتى كه به احترام اومجلس تشكيل شده است محسوب مىشود يا فقط احترام و تكريم او است نه بيش از آن؟ اگر عبادت محسوب شود، بدون ترديد حرام و شرك است و اگراحترام و تكريم باشد، جايز و بلكه مستحب است.
مثالها و مصاديق ديگرى نيز وجود دارد كه در فصل پنجم كتاب مطرح خواهد شد. آنچه اكنون مهم است تفسير منطقى عبادت و تعريف دقيق آن استتا بدانيم چه كارى عبادت محسوب مىشود و چه كارى عبادت نيست.در دو فصل بعدى، در اين باره بحث و بررسى خواهد شد. 1