29مسلمانان همواره در طول قرنهاى متمادى، هدف نقشههاى شوم و تفرقهافكنانۀ استعمارگران بودهاند. آنان سعى كردهاند از طريق درگير كردن مسلمانان و ايجاد تفرقه در بين صفوف مسلمين، طُعمۀ گوارايى براى خود فراهم آورند تابتوانند با وسايل گوناگون به غارت ثروتهاى مادى و از بين بردن فرهنگ و تمدن اسلامى بپردازند. در همين راستا شاهد آن هستيم كه گاه و بىگاه، آتشفتنهاى را در مورد مسايل جزيى فقهى - كه هيچ ارتباطى با مسايل اعتقادى ندارند روشن مىكنند تا مسلمانان به تكفير يكديگر بپردازند، در حاليكه هميشه دربين فقها، مسايل فقهى مورد اختلاف بوده و هست. به عنوان مثال:
در مسئلۀ روى هم گذاشتن دستها هنگام نماز، نظرات متفاوتى وجود دارد. برخى از فقها معتقد به استحباب، برخى ديگر معتقد به كراهت و گروهى ديگرقايل به حرمت آن شدهاند. در اين مسئله هر مجتهدى نظر خاصى دارد و هيچ مجتهد يا فقيهى نمىتواند فقيه ديگر و مقلدان او را تكفير كند. در ساير مسايلفقهى نيز داستان از همين قرار است و اجتهاد در مورد آنها جايگاه خاص خود را داراست.
برخى از مسايل اعتقادى نيز كه از ضروريات اسلام به شمار نمىروند،همانند مسايل فقهى؛ محل بحث، بررسى، استدلال و اجتهاد هستند، از قبيل: عصمت انبياء پيش و پس از بعثت؛