159باطل ونادرستى است. مراد از شرك در اينجا شرك در عبادت است و قبلاً دانستيم كه مقوّم عبادت، اعتقاد به الوهيت يا ربوبيّت و يا تفويض است.
كسى كه از انسانهاى صالح ( كسانيكه اجازه شفاعت دارند ) درخواست شفاعت مىكند، از آن جهت است كه آنها را بندگان مقرّب و آبرومند خداوندمىداند و به همين جهت از آنها درخواست دعا مىكند. اگر درخواست دعا از ميت عبادت او محسوب شود، بايد درخواست دعا از انسان زنده هم عبادت اومحسوب شود. زيرا واقعيت عمل (درخواست دعا) در هر دو صورت يكى است و تفاوتى ندارد.
مقايسۀ شفاعت خواستن از پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم با شفاعتخواستن بتپرستان از بتها، قياسى معالفارق است. مشركين با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت بتها، از آنان درخواست شفاعت مىكردند، اما انسان موحدهرگز پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم را؛ اله و يا ربّ و يا زمامدار هستى نمىداند. بيناين دو طرز فكر فاصلهاى بسيار است. اعمال و رفتار انسانها با نيّت آنها ارزيابىمىشود نه با صورت و شكل ظاهرىآن.