78سازد .
رؤيت خدا به دو گونه تفسير مى شود :
1. رؤيت قلبى و شهود باطنى
رؤيت قلبى در پرتو ايمان كامل به دست مى آيد . اين نوع رؤيت كه واقع آن دريافت قلبى است ، از موضوع بحث ما بيرون است و در امكان ، بلكه در وقوع آن براى اولياى الهى ، جاى ترديد نيست .
ذعلب يمانى ، از ياران اميرمؤمنان ( عليه السَّلام ) به امام عرض كرد : آيا خداى خود را ديده اى ؟ امام در پاسخ گفت : من چيزى را كه نمى بينم ، نمى پرستم . آنگاه سائل پرسيد : چگونه او را مى بينى ؟ امام فرمود :
«لا تُدْرِكُهُ العُيُونُ بِمُشاهَدةِ العَيانِ ، ولَكِن تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الإِيمانِ » . 1
« ديدگان ظاهرى او را نمى بيند ، امّا دل ها در پرتو حقيقت ايمان او را مى يابد » .
2. رؤيت حسّى با ديدگان مادّى
بنابر دلايل زير ، رؤيت حسى خداوند غير ممكن است :
1 . رؤيت حسى شرايطى را مى طلبد كه مى توان آنها را چنين بيان كرد :
1 . حسّ بينايى سالم باشد .
2 . يك نوع مقابله ميان رائى و مرئى حاكم باشد .
3 . مرئى بسيار دور يا بسيار نزديك نباشد .
4 . مانعى ميان بيننده و ديدنى وجود نداشته باشد .