87پيداست. براى آگاهى از اين احاديث و شيوۀ جعل، به كتاب شريف الغدير مراجعه فرماييد. 1
از بررسى اين احاديث چنين به دست مىآيد كه گويى از نظر جاعلان، على عليه السلام كارى جز مدّاحى خلفا و ستايش آنان نداشته است. اگر على عليه السلام چنين مقام و موقعيتى براى خلفا مىشناخت، چرا در بيعت با آنان شش ماه تأخير كرد؟ و چرا برترين زنان جهان، دخت گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان بيعت نكرد؟ و چرا با آنان سخن نگفت و در حالى كه نسبت به آنان خشمگين بود، از اين جهان رفت؟
چرا اين حديث مجعول را بپذيريم ولى آن خطبۀ غرّاء را كه همۀ محقّقان بر صحت انتساب آن به على عليه السلام اتفاق دارند نپذيريم كه فرمود:
«أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبي قُحافة وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى» . 2
«به خدا سوگند ابوبكر رداى خلافت را بر تن كرد، در حالى كه خوب مىدانست من نسبت به حكومت اسلامى چون محور سنگ آسياب هستم...».
و سخن ديگرِ امام را چه كنيم كه فرمود:
«آنان خودسرانه بر مسند خلافت نشستند و ما را كه از نظر نسب برتر و نزديكترين پيوند با رسول خدا داريم كنار زدند...». 3