330كند، و ما در پاسخ چهاردهم به برخى از مدارك حديث ثقلين اشاره كرديم، ولى گردآورندۀ پرسشها دربارۀ رهبران خود چه مىگويد كه تحت نام «سلف» گفتار آنها را حجّت دانسته، بدون اينكه گفتار آن سلف، به پيامبر برسد، حتى آراى صحابه را بدون اينكه از پيامبر نقل شود، مدرك فقهى خود مىداند، و در كتابهاى خود عناوينى قرار دادهاند؛ مانند «سنّت ابى بكر»، «سنت عمر بن خطاب»، «سنت عثمان» به چشم مىخورد، اگر واقعاً گفتار آنها گفتار پيامبر است، پس بگوييد «سنت پيامبر» و اگر غير آن است پس چگونه به آن سنتها عمل مىكنيد.
شما مذهبى به نام مذهب سلف در مقابل اسلام درست كردهايد، و همۀ حق را به آنها مىدهيد و هر نوع تفكّر و اجتهاد را از ديگران سلب مىنماييد و در حقيقت سلفىگرى، نوعى استبداد فكرى و بزرگترين مايۀ تفرقه شده است.