276من آنها را مىشناسم و آنها هم مرا مىشناسند. بنابراين، مانع ندارد كه گروه انبوهى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله - به حكم اين حديث و نظير آن - مرتد شوند ولى گروه انبوه ديگرى در ايمان و تقواى خود استوار بمانند. پس حديث دليل بر ارتداد شخصيتهايى مانند سلمان و ابوذر نيست كه امّت بر طهارت و پاكى آنان گواهى مىدهند.
پرسش 116
مالك اشتر در خطبهاى مىگويد: خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به عنوان بشارت و بيم دهنده برانگيخت... ثُمَّ اسْتَخْلَفَ عَلَى النَّاسِ أَبَا بَكْرٍ فَسَارَ بِسِيرَتِهِ، وَاسْتَنَّ بِسُنَّتِهِ، وَاسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْر عُمَر فَاستنّ بِمِثْلِ تِلْكَ السّنّة» يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله ابو بكر را خليفۀ خود ساخت و ابوبكر به شيوۀ پيامبر رفتار كرد و ابوبكر عمر را به خلافت برگزيد و او به شيوۀ پيشين عمل كرد. مالك اشتر ابوبكر را مىستايد ولى شيعيان از او انتقاد مىكنند؟!
پاسخ
روشنترين گواه بر ساختگى بودن اين خطبه آن است كه: هيچكس نگفته است پيامبر صلى الله عليه و آله ابوبكر را خليفه كرد؛ زيرا شيعيان مىگويند پيامبر على را به خلافت برگزيد و اهل سنت مىگويند: پيامبر پس از خود، كسى را تعيين نكرد. پس جناب مالك اشتر چگونه در انظار عمومى چنين انديشۀ دروغى را كه از احدى نقل نشده، مطرح مىكند! گذشته ازاين، اگر