247تيميه نقل كرده، مىتواند درس آموز باشد. 1
دشمن بر دروازه و خليفه مشغول...
ابن كثير مىنويسد:
«سربازان مهاجم مغول دارالخلافۀ بغداد را محاصره كردند و پيوسته با پرتاب تير، ساكنان آن را هدف قرار مىدادند، حتى تيرى به يكى از كنيزان خليفه، كه مشغول رقص در برابر وى بود، اصابت كرد و او را كشت. اين كنيز بسيار مورد علاقۀ خليفه بود. وقتى كنيز درگذشت، خليفه سخت ناراحت شد، و فرياد كشيد...» 2
كشورى كه زمامدار آن در سختترين لحظات، از دشمن غفلت بورزد و خود را با رقص كنيزى مشغول كند! جز سقوط سرنوشتى نخواهد داشت و منظور از اينكه سقوط خلافت عباسى يك سنت الهى بوده، اين است كه عوامل سقوط آن به دست خود افراد فراهم شده بود.
مطالعۀ تاريخ مسلمانان در قرون پيش از تسلّط مغول، نشان مىدهد كه پيوسته تركتازى و غلبۀ اميرى بر امير ديگر، كشور را فرا گرفته بود؛ گويى اميران كشور و فرمانروايان تحت امر خليفه، هدفى نداشتند جز اين كه مناصب و پستهاى كشور را از دست يكديگر بربايند، بىآنكه به فكر دشمن خارجى باشند، كه يكى پس از ديگرى در كمين اسلام نشسته بودند.