724 - جهل خليفه به كلمۀ «ابّ» در آيۀ (و فاكهة وابّاً). 1
5 - جهل خليفه به تأويل قرآن. 2
6 - ابىسلمةبن عبدالرحمن مىگويد: عمربن خطاب نماز مغرب را با مردم به جاى آورد ولى قرائت را فراموش كرد. بعد از نماز به او گفتند: قرائت به جاى نياوردهاى.
گفت: ركوع و سجود من چگونه بود؟ گفتند: خوب بود.
عمر گفت: پس باكى نيست. 3
7 - جهل خليفه به كيفيت طلاق كنيز 4
8 - ابنابى مليكه مىگويد: «عمر دربارۀ بچهاى از اهل عراق كه دزدى كرده بود نوشت او را وجب كنيد. اگر 6 وجب بود دست او را قطع كنيد. بچه را وجب كردند. از 6 وجب يك بند انگشت كمتر بود لذا رهايش كردند». 5
9 - از عمر در مورد مردى سؤال شد كه زنش را در جاهليت دو طلاق و در اسلام يك طلاق داده. عمر گفت:
من نه امر مىكنم و نه نهى. عبدالرحمن كه در آنجا حاضر