91
بَلْ أَحْيٰاءٌ وَ لٰكِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ» ؛ 1«وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ». 2 و اگر به اين امر اعتقاد دارند به آنها مىگوييم: پيامبران و بسيارى از مسلمانان صالح، كه در زمرۀ شهيدان نمىباشند؛ مانند بزرگان صحابه بدون هيچ شك و شبههاى داراى مرتبهاى برتر از شهيدان مىباشند؛ پس اگر زنده بودن، براى شهدا ثابت است براى افرادى كه در درجۀ بالاترى هستند بهطريق اولى ثابت است، علاوه بر اينكه در احاديث صحيح به زنده بودن انبيا تصريح گرديده است؛ پس اگر بگوييم هرگاه با ادلۀ قطعى، بتوان زندگى ارواح را ثابت نمود، بهناچار بايد خصوصيات آن زندگى را اثبات كنيم، زيرا ثبوت ملزوم، ثبوت لازم را واجب مىشمارد همانگونه كه نفى لازم، نفى ملزوم را واجب مىدارد.
برفرض اينكه ما از مواضع خود عقبنشينى كنيم و به اين امر تسليم شويم كه ارواح پس از جدا شدن از اجساد قدرت بر انجام كارى ندارند، هنوز اين سخن باقى است كه اگر انبيا و اوليا نمىتوانند بهصورت تصرف در عالم به فرياد استغاثهكنندگان برسند، ولى مىتوانند براى زائرين