42
خداى والاى بزرگ ] آنها از گفتن لفظ «على» امتناع كرده و مىگويند : «صدق اللّٰه العظيم» [ راست گفت خداى بزرگ ] .
يك مناظره
در مسجد النبى يك نفر از اهل تسنن مصر به اينجانب گفت: آيا شما «شيعيان» مىگوييد «علىّ ولىّ اللّٰه» على ولىّ خداست؟ گفتم: بلى، مگر چه اشكالى دارد؟ گفت: مگر خدا ولى مىخواهد؟ گفتم: مگر شما نمىگوييد: «محمد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم » ؟ محمد رسول خدا است در فكر فرو رفت و گفت: بلى مىگوييم، گفتم: مگر خدا رسول مىخواهد؟ گفت:
معناى آن اين است كه «محمد صلى الله عليه و آله و سلم از طرف خدا رسالت [ بر مردم] دارد» گفتم: معناى «على ولى اللّٰه» نيز اين است كه «على عليه السلام از طرف خدا ولايت و امامت [ بر مردم] دارد» بعد به او گفتم: نظير اين عبارت در كتابهاى شما نيز آمده است، مثلاً در «صحيح بخارى» است كه عمر بن الخطاب به على بن أبى طالب عليه السلام و عباس عموى رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم گفت: من ولى ابوبكر هستم،
«فكنت انا ولىّ أبى بكر» 1 و معلوم است كه ابوبكر مرده بود و ولى نمىخواست، پس معناى گفته عمر اين است كه من از طرف ابوبكر ولايت بر مردم دارم، سپس به او گفتم:
البته بايد از عمر و ابوبكر سؤال شود كه مگر اختيار مردم با آنها