190آنها نسبت به شيعه شده است.
البته گاهى اعمال عوامانهاى از ايرانيها مىبينند و آنها را دليل و مدرك تهمتهاى خود قرار مىدهند كه ما بايد مراقب باشيم و بهانه دست آنها ندهيم و سبب وهن مذهب و بد نامى شيعه نشويم، از ريختن نامه در بقيع يا ريسمان و پارچه بستن به پنجرههاى بقيع يا شمع روشن كردن و خاك از بقيع برداشتن و يا پشت ديوار بقيع نماز خواندن و مانند اين امور، پرهيز كنيم.
در گذشته شبها كه حضور در پشت بقيع آزاد بود متأسفانه برخى از عوام پشت بقيع شمع روشن مىكردند كه ديوار سياه مىشد، پارچه و ريسمان و قفلهاى متعدد به پنجرهها مىبستند نامههاى مختلف با عباراتى، خطاب به ائمۀ بقيع عليه السلام ، به فاطمۀ زهرا عليها السلام ، به امام زمان عليه السلام داخل بقيع مىريختند.
صبح كه مأمورين مىآمدند و آن وضع را مىديدند، آن قفلها و ريسمانها و نامهها را مشاهده مىكردند، شروع به بدگويى و توهين به شيعيان مىكردند و انواع فحش و سب و لعن و نسبتهاى ناروا به شيعه و به ايرانى نثار مىكردند.
يكى از آنها ريسمانها و كهنهها را با چاقو مىبريد و با غيظ و غضب رو به اينجانب گفت: شما مىگوييد ما مسلمان و جعفرى هستيم، اگر مسلمان و شيعۀ جعفر بن محمد عليه السلام هستيد، اين كارها چيست كه انجام مىدهيد؟ اين قفلها و اين نامهها چيست؟ چرا حاجات خود را از خدا نمىطلبيد؟ چرا بجاى دعا و خواندن قرآن به اين كارها رو مىآوريد؟
به او گفتم: آيا ديدهاى يك اهل علم، يا خردمند چنين