145در صحيح بخارى (كه اصحّ كتابها و مقدم بر صحيح مسلم است) آمده كه:
قال: و رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم جالس على القبر، قال:
فرأيت عينيه تدمعان.
دخترى از رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم فوت كرد، رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم روى قبر او نشست و اشك از چشمان آن حضرت جارى بود. 1
و در همين كتاب است كه:
و لما مات الحسن بن الحسن بن علىٍّ رضى اللّٰه عنهم ضربت امرأته القُبَّةَ على قبره سَنَةً ثمّ رُفعت، فَسَمِعُوا صائحاً يقول: الا هل وجدوا ما فقدوا؟ فأجابه آخَر: بل يَئِسوا فَانقَلَبُوا.
حسن بن الحسن بن على عليه السلام از دنيا رفت همسر او قبّهاى [ ظاهراً مراد خيمه است ] روى قبر او زد و تا يكسال آن قبّه سر پا بود. پس از يكسال قبّه را بر چيدند و [ همين كه عازم بازگشت به منزل بودند ] نداى غيبى شنيدند كه گفت: آيا گمشدۀ خود را يافتيد؟ [ يكسال سر قبر مانديد آيا عزيز از دست رفته شما زنده شد؟ ] و به دنبال آن، نداى غيبى ديگرى شنيدند كه گفت: خير، عزيز آنها زنده نشد بلكه نا اميد شدند پس به منزلشان بازگشتند. [ نقل به معنى شد ] 2