212اين آيه به روشنى بر اين حقيقت گواهى مىدهد كه دوستى با كافران جايز نيست مگر به خاطر تقيّه و حفظ جان و پيشگيرى از خطرها، كه در اين صورت مىتوان به ظاهر با آنان، ابراز دوستى و موافقت نمود.
ب :
«مَنْ كَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمٰانِ وَ لٰكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّٰهِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِيمٌ». 1
- هركس پس از ايمان به خدا دوباره كافر گردد، مگر كسى كه از روى اجبار اظهار كفر نمايد در حالى كه دل وى در ايمان ثابت و مطمئن باشد، و ليكن كسانى كه د ل خود را آكنده از كفر نمايند، خشم و عذابى سخت بر آنان خواهد بود.
مفسّران در مورد شأن نزول آيۀ ياد شده چنين مىگويند:
روزى عمّار بن ياسر، همراه با پدر و مادر خود، گرفتار دشمنان گشتند و كافران از آنان خواستند تا دست از اسلام بردارند و به كفر و شرك اعتراف نمايند. همراهان عمّار، همگى به يگانگى خدا و رسالت پيامبر گرامى گواهى دادند و لذا برخى از آنان به شهادت رسيدند و ديگران نيز، مورد شكنجۀ دشمنان اسلام قرار گرفتند، ولى عمّار بر خلاف ميل باطنى خويش، تقيّه نمود و به ظاهر آنچه را كه كافران مىگفتند، بر زبان جارى نمود و آزاد گرديد.
هنگامى كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد، از سخن خويش بسيار نگران و افسرده گشت، بدين جهت، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله وى را دلدارى داد و آيۀ ياد شده نيز در اين زمينه نازل گرديد. 2
از اين آيه و سخنان مفسّران روشن شد كه پنهان داشتن اعتقاد باطنى