183
«امور مردم به شايستگى، سپرى خواهد شد مادامىكه دوازده مرد بر آنان فرمانروايى نمايند».
اين دو روايت، گواه روشنى است بر گفتار شيعه كه «امامان دوازدهگانۀ شيعه، پيشوايان راستين مردم پس از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله هستند»، زيرا در اسلام، خلفاى دوازدهگانهاى كه بلافاصله پس از رسول خدا، مرجع امور مسلمانان و مايۀ عزّت و شوكت اسلام باشند، جز دوازده امام از اهل بيت پيامبر، مصداق ديگرى ندارد؛ زيرا اگر از چهار خليفه كه در اصطلاح مسلمانان، به خلفاى راشدين معروفند بگذريم، ساير زمامداران از بنى اميّه و بنى عباس، با رفتارهاى ناروايى كه تاريخ بدانها گواهى مىدهد، مايۀ ننگ اسلام و مسلمانان بودهاند.
بدين طريق، مقصود از «اهل بيت» كه پيامبر گرامى، آنان را قرين قرآن و مرجع مسلمانان جهان معرفى نموده است، همان پيشوايان دوازدهگانه از عترت پيامبرند كه حافظان سنّت رسول خدا و حاملان علوم او مىباشند.
3 - امير مؤمنان - علىّ بن ابى طالب عليه السلام - نيز، پيشوايان مسلمانان را از بنى هاشم دانسته است كه اين هم خود گواه روشن ديگرى بر درستى سخن شيعه در شناخت اهل بيت مىباشد، آنجا كه مىفرمايد:
«إنّ الائمّة من قُريش غرسوا فى هذا البطن - من بنى هاشم لاٰ تَصلح عَلىٰ من سواهُم و لا تَصلح الولاة من غيرهم». 1
- امامان از قريش، در طائفه بنى هاشم قرار داده شدهاند و ديگران شايستگى ولايت بر مردم را ندارند و فرمانروايى حاكمان ديگر بىاساس است.
نتيجه: از مجموع روايات ياد شده، چهرۀ دو حقيقت آشكار مىگردد: